دست خودت نیست. کاریش هم نمیتوانی بکنی. آنچنان بر روح و جانات چیره شده که تصور یک لحظه نبودن او، و حتی حس نکردناش برایت از مرگ وحشتانگیزتر است. میدانی چیست و از کجا آمده، اما این چیزی از سرسپردگیات کم نمیکند. روز و شب دو پایت را توی یک کفش میکند که «نزدیکتر». و [...]















