<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دودینگ‌هاوس &#187; انتخابات</title>
	<atom:link href="http://doodinghouse.com/tag/entekhaabaat/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://doodinghouse.com</link>
	<description>خانه‌ای ساختم از دود سخن</description>
	<lastBuildDate>Mon, 09 Jan 2012 17:03:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>چیزی شبیه معجزه</title>
		<link>http://doodinghouse.com/1388/11/28/shabih-e-mojez/</link>
		<comments>http://doodinghouse.com/1388/11/28/shabih-e-mojez/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 21:29:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>دودینگ‌هاوس</dc:creator>
				<category><![CDATA[دیده و شنیده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doodinghouse.com/?p=524</guid>
		<description><![CDATA[دوران عجایب و معجزه‌ها هنوز به پایان نرسیده است. هنوز می‌توان موجوداتی دید و لمس کرد که وجودشان نزدیک به محال می‌نماید. بله! نزدیک به محال. پس از انتخابات ریاست جمهوری تابستان امسال، چیزی نزدیک به محال است که با کسی آشنا بشوی، ساعت‌ها با هم به گفتگو بنشینید، ساعت‌ها دوستانه و راحت و بی‌رعایت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">دوران عجایب و معجزه‌ها هنوز به پایان نرسیده است. هنوز می‌توان موجوداتی دید و لمس کرد که وجودشان نزدیک به محال می‌نماید. بله! نزدیک به محال.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از انتخابات ریاست جمهوری تابستان امسال، چیزی نزدیک به محال است که با کسی آشنا بشوی، ساعت‌ها با هم به گفتگو بنشینید، ساعت‌ها دوستانه و راحت و بی‌رعایت اینکه «نکنه به‌ش بر بخوره» یا «نکنه ناراحت بشه» سخن گفته باشید و سخن گفته باشید، اما هنوز ندانید این آقا به چه کسی رای داده است ‌و آن خانم کدام‌طرفی است.</p>
<p style="text-align: justify;">نزدیک به محال‌تر آنکه پای سیاست به حرف‌های‌تان باز شده باشد و از هر چیزی حرف زده باشید اما باز انگار هیچ انگیزه‌ای برای حتی پیش آمدن این سوال که «کدوم‌وری بودی» هم پیش نیاید. و این بازی آنقدر زیبا و نفس‌گیر شده، که نشسته‌ام به تماشای اینکه ببینم کی این سوال پرسیده می‌شود و چه می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">حوصله ندارم بنشینم حساب کنم دقیقا چند ماه است، اما مطمئنا آشنایی‌ خانوادگی‌مان مربوط به پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ است. چند باری به خانه‌شان رفته‌ایم، و چند شبی مهمان‌شان بوده‌ایم و هر بار مبهوت از تعجب و حیرت، لحظه‌ها را با این خانواده‌ی شمالی-زنجانی گذرانده‌ایم.</p>
<p style="text-align: justify;">هر چه البته پیش بیاید از این پس، تا اینجایش چیزی شبیه معجزه است!</p>
<img width="6" height="5" src="http://doodinghouse.com/blog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=524" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doodinghouse.com/1388/11/28/shabih-e-mojez/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درباره‌ی «اقدام سریع و عاجل» میرحسین موسوی</title>
		<link>http://doodinghouse.com/1388/10/12/eqdam-e-sari-va-ajel-e-aghaye-moosavi/</link>
		<comments>http://doodinghouse.com/1388/10/12/eqdam-e-sari-va-ajel-e-aghaye-moosavi/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jan 2010 18:19:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>دودینگ‌هاوس</dc:creator>
				<category><![CDATA[دیده و شنیده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doodinghouse.com/?p=409</guid>
		<description><![CDATA[پس از انتشار بیانیه هفدهم میرحسین موسوی، شاهد انتشار نوشته‌های فراوانی در تفسیر، تقدیس و سیاه‌نمایی آن بودیم؛ و هستیم البته. گرچه پایه‌ی اصلی این نوشته بر یکی از جملات این نوشته‌ی میرحسین موسوی است، اما به دنبال سوءاستفاده از تکنیک تقطیع متن نیست و تنها در پی نقدی است که حاصل کنار هم نهادن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">پس از انتشار <a title="متن کامل بیانیه هفدهم موسوی " href="http://jahannews.com/vdcb0sbw.rhb0zpiuur.html" target="_blank">بیانیه</a> هفدهم میرحسین موسوی، شاهد انتشار نوشته‌های فراوانی در تفسیر، تقدیس و سیاه‌نمایی آن بودیم؛ و هستیم البته. گرچه پایه‌ی اصلی این نوشته بر یکی از جملات این نوشته‌ی میرحسین موسوی است، اما به دنبال سوءاستفاده از تکنیک تقطیع متن نیست و تنها در پی نقدی است که حاصل کنار هم نهادن چند حرکت مستمر، و نوشته‌‌ی راهبردی اوست.</p>
<p style="text-align: justify;">توصیه می‌کنم کسانی که میرحسین موسوی را اسطوره می‌دانند و نیز آنان که او را منافق، کافر یا حتی برانداز یا به دنبال براندازی می‌دانند، این نوشته را نخوانند. برای قلب‌شان ممکن است خوب نباشد.</p>
<div id="attachment_414" class="wp-caption alignleft" style="width: 225px"><a href="http://doodinghouse.com/blog/uploads/2010/01/mirhossein-e-moosavi.jpg"><img class="size-medium wp-image-414" title="mirhossein-e-moosavi" src="http://doodinghouse.com/blog/uploads/2010/01/mirhossein-e-moosavi-215x300.jpg" alt="mirhossein-e-moosavi" width="215" height="300" /></a><p class="wp-caption-text">این را همین روزها گفته‌اید آقای موسوی</p></div>
<p style="text-align: justify;">بخش‌هایی از مناظره‌ی میرحسین موسوی و محمود احمدی‌نژاد را همین اواخر دیدم. میرحسین موسوی در آن مناظره جمله‌ای دارد که تنها یک جمله نیست و خود جمله و حتی شیوه‌ی بیان او، نشان از راهبردی بودن آن دارد. می‌گوید: «آدمی که خودمحور نباشه، از <span>قانون</span> فرار نمی‌کنه، از <span>قانون</span> استقبال می‌کنه. دوست هم نداره <span>قانون</span> رو، می‌ذاره از راه <span>قانونی</span> اون رو حل‌ش می‌کنه».</p>
<p style="text-align: justify;">اما رفتارهای میرحسین موسوی پس از برگزاری انتخابات قانونی، و به ویژه پس از تایید انتخابات از سوی شورای نگهبان قانون اساسی که مرجع تایید قانونی روند و نتیجه‌ی انتخابات است، نشان داد میرحسین موسوی هم دست‌کم به دلیل به رسمیت نشناختن دولت قانونی -لابد- از کسانی است که به لوازم نظریه‌ی «<a title="در تقریر استراتژی «شرایط حساس»" href="http://doodinghouse.wordpress.com/2009/07/07/sharaayete-hasaas/" target="_blank">شرایط حساس</a>» پای‌بند است و پایش اگر برسد، ابایی از کنار گذاشتن قانون، برای رسیدن به «حق‌اش» ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">و اما درباره‌ی این بیانیه. فرض این است که این بیانیه، تنها یک خطابه‌ی سیاسی نیست و -دست‌کم- آن‌چه در این متن آمده، دقیق و روشن است. میرحسین موسوی دو بند پیش از آنکه پیشنهادهایش را بیان کند، نوشته است: «اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است. راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان‌پذیر نیست.»</p>
<p style="text-align: justify;">این یک گزاره‌ی راهبردی است. اما بدون نیاز به هیچ تفسیر و تاویلی شاهدیم او به این راهبرد مورد ادعای خود پای‌بند نیست. حرف از مقایسه‌ی امروز با بیست سال پیش نیست؛ سخن از مقایسه امروز با امروز است. همان‌گونه که عدم پای‌بندی میرحسین به آن جمله‌ی راهبردی‌اش در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز مقایسه امروز با امروز بود. و روشن است که یکی از شروط تناقض، وحدت زمانی است.</p>
<p style="text-align: justify;">میرحسین موسوی همان‌گاه که سخن از امکان‌پذیر نبودن و در نتیجه ناکارآمد بودن رفتارهای سریع و عاجل می‌زند، می‌توان رفتارهای عجولانه‌اش را برای حل کردن یک «بحران» دیگر دید. او سخن از لزوم اصلاح قانون انتخابات می‌گوید و می‌خواهد این مشکل بزرگ و ریشه‌دار را با این نوع اعتراض عجولانه رفع کند؛ رفتاری که هم برای اصلاح‌طلبان جز هزینه چیز دیگری نداشت و ندارد، و هم برای نظام جمهوری اسلامی هزینه‌زا و امنیت‌زداست.</p>
<p style="text-align: justify;">و امروز می‌بینیم که رفتارهای غیرقانونی و اعتراض‌های پس از انتخابات، در ازای اینکه دهان برخی را به هزاران اتهام غیرقابل اثبات باز کرده، و تعدادی را به سوی مرگ برده و شمار فراوانی از اصلاح‌طلبان را به کام زندان و اعتراف و «من اصلاح شده‌ام» گویی و پس‌روی اصلاح‌طلبان کشانده، تنها نقاط مثبت بسیار کوچکی داشته است که هیچ نفع دندان‌گیری به هیچ سوی این بازی نرسانده است. معلوم نیست این اعتراض‌ها حتی توانسته باشد چیزی بر جبهه‌ی طرفداران و هواداران میرحسین موسوی و جبهه‌ی اصلاح‌طلبی افزوده باشد؛ اگر البته از آن نکاسته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">البته میرحسین موسوی پدیده‌ی عجیبی نیست. به سیاستمدارانی که سخنی می‌گویند و خودشان پیش‌رو در نابود کردن سخن خویش‌اند خو گرفته‌ایم در این سال‌ها. همه در عمل نشان داده‌اند که «قانون خوب است، به شرطی که مرا به حق‌ام برساند.»</p>
<ul>
<li style="text-align: justify;">پیش از این <a title="حق من است اما قانون!" href="http://doodinghouse.wordpress.com/2009/06/20/hagh-ghaanoon/" target="_blank">اینجا</a> درباره‌ی «حق من است اما قانون!» سخن گفته‌ام، و <a title="اقای میرحسین! این بار شما؟" href="http://doodinghouse.wordpress.com/2009/06/18/in-bar-shoma/" target="_blank">اینجا</a>، درباره‌ی پی‌آمدهای زیان‌آر عجله‌های اصلاح‌طلبان.</li>
</ul>
<img width="6" height="5" src="http://doodinghouse.com/blog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=409" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doodinghouse.com/1388/10/12/eqdam-e-sari-va-ajel-e-aghaye-moosavi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>45</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازی وحدت</title>
		<link>http://doodinghouse.com/1388/08/01/baazi-ye-vahdat/</link>
		<comments>http://doodinghouse.com/1388/08/01/baazi-ye-vahdat/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 17:17:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>دودینگ‌هاوس</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روزها]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doodinghouse.com/?p=344</guid>
		<description><![CDATA[همیشه همین طور است؛ گروهی نان و آب‌شان را تنها در میانه‌ی آتش اختلاف و دشمنی می‌یابند و گروهی، از آرام کردن فضا و «شتر دیدی ندیدی»، نکاشته برداشت می‌کنند. پیش‌بینی نمی‌کنم؛ قدرت‌اش را هم ندارم البته. حرف از وحدت که می‌شود، همیشه دو شبهه پیش می‌آید. اول آنکه آیا وحدت مساوی است با هم‌رای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه همین طور است؛ گروهی نان و آب‌شان را تنها در میانه‌ی آتش اختلاف و دشمنی می‌یابند و گروهی، از آرام کردن فضا و «شتر دیدی ندیدی»، نکاشته برداشت می‌کنند.</p>
<p>پیش‌بینی نمی‌کنم؛ قدرت‌اش را هم ندارم البته. حرف از وحدت که می‌شود، همیشه دو شبهه پیش می‌آید. اول آنکه آیا وحدت مساوی است با هم‌رای شدن و فراموش کردن دیدگاه و روش خود. و دوم آنکه آیا وحدت می‌تواند بهانه‌ی فراموش شدن حدشکنی‌ها و گردن‌کلفتی‌ها باشد؟</p>
<p>این دو سوال، درباره‌ی هر آشتی و هر وحدتی جاری است؛ و باید پیش از پرداختن به مقدمات رسیدن به وحدت، به پاسخ این دو سوال رسید؛ از جمله درباره‌ی وحدت مذاهب اسلامی، وحدت گروه‌های سیاسی در برابر دشمن خارجی و غیره.</p>
<div id="attachment_348" class="wp-caption alignleft" style="width: 310px"><a href="http://doodinghouse.com/blog/uploads/2009/10/1232691119big.jpg"><img class="size-medium wp-image-348" title="vahdat" src="http://doodinghouse.com/blog/uploads/2009/10/1232691119big-300x207.jpg" alt="این بازی برای چیست؟" width="300" height="207" /></a><p class="wp-caption-text">این بازی برای چیست؟</p></div>
<p>رسیدن به پاسخ این دو سوال، البته حتی در یک رابطه‌ی ساده‌ی دوستانه هم لازم است؛ و دقت به این دو سوال می‌تواند تضمین کننده‌ی بقای دوستی باشد. در رخ‌دادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸، شخصیت‌ها، گروه‌ها و احزاب مختلف، به بهانه‌ی مبارزه‌ی انتخاباتی، بر هم تاختند و به علاوه، بر ساختارهای جمهوری اسلامی، و همچنین دست‌آوردها و موفقیت‌های آن، آتش فتنه افروختند و التهاب آفریدند.</p>
<p>تلاش‌گران حقیقتا زحمت‌کش این بازی، که همه‌ی هنرشان اثبات «من»شان و چنگ زدن و خونین کردن صورت خودشان و رقیب‌های‌شان و چهره‌ی نظام بود، چنان کردند که -اگر مجامله را کنار بگذاریم،- می‌توان گفت راست و چپ، برای تضعیف کلیت و اصل نظام یک‌دست شدند؛ راست و چپ و اصلاحطلب و اصولگرا و بقیه‌ی عنوان‌های انتزاعی و واقعی و تخیلی. البته واضح است که این گزاره، گرچی قطعی است، اما عام نیست، و استثناهایی هم داشت.</p>
<p>طرح مسئله‌ی وحدت، امر مثبتی است که باید دید چه انجامی خواهد یافت؛ اما هشدارهایی هست که بی‌توجهی به آنها، وحدت را در اندازه‌ی یک نمایش بی‌مصرف فرو می‌کاهد.</p>
<p>اول آنکه وحدت، مدار و ملاک می‌خواهد. و اگر ملاک و مداری در کار نباشد، تنها یک حرکت سخیف سیاسی است. اولین حرکت در ایجاد وحدت، پیدا کردن یک نقطه‌ی مشترک میان جنگجویان پیشین است برای نشستن کنار هم.</p>
<p>دوم آنکه دو طرفی که قرار است ملتزم به وحدت بشوند، در صورتی که بر مداری مانند قانون اساسی توافق کرده باشند، نباید ابایی از اذعان به نادرستی رفتارهای پیشین خلاف قانون‌شان داشته باشند.</p>
<p>سوم آنکه اگر دو طرف ماجرا، بر یکدیگر و بر ساختار سیاسی و نظام اسلامی چنگ انداخته‌اند و اینک می‌خواهند کنار هم بنشینند، وحدت‌شان تنها مربوط به خودشان است، و نباید انتظار خاموشی قانون در برابر رفتارهای نادرست پیشین‌شان داشته باشند. و چه بسا بتوان اینچنین وحدتی که با انگیزه‌ی خاموش کردن قانون و جلوگیری از روند اجرای آن به دست آمده باشد را دارای وصف خیانت دانست.</p>
<p>نومید گرچه نباید بود، اما بسیار بعید است جنگاوران دو سوی ماجرا، نقطه‌ی مشترکی بیابند برای وحدت بر آن؛ چرا که هیچ اعتمادی در میان این دو باقی نمانده است و فرماندهان ابرو در هم کشیده‌ی هر دو سو، پی در پی فرمان حمله می‌دهند و بهانه‌ی حمله هم همیشه آماده است.</p>
<p>البته دستگاه قضایی تا به اینجا ثابت کرده که در این موضوع استقلال ندارد و در نتیجه نمی‌توان امیدی بست به رسیدگی قانونی به همه‌ی تخلفات و بی‌قانونی‌های حتی روشن و بی‌پروای همه‌ی اضلاع ماجرا؛ اما این واقعیت تلخ معنایش این نیست که ما خواهان دقت و بی‌باکی قوه‌ی قضاییه در رسیدگی به بی‌قانونی‌ها نباشیم.</p>
<p>تلخ‌تر از این نمی‌شود اگر وحدت، تنها یک بازی سخیف سیاسی باشد؛ که یک سوی آن کسانی تنها و تنها به دنبال رادیکال کردن فضا و از میان بردن جناح چپ باشد و یک سوی دیگر، تنها و تنها رهیدن از چنگ قانون باشد و کم کردن روی جناح راست.</p>
<img width="6" height="5" src="http://doodinghouse.com/blog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=344" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doodinghouse.com/1388/08/01/baazi-ye-vahdat/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اصلا عجیب نیست</title>
		<link>http://doodinghouse.com/1388/07/01/ajib-nist/</link>
		<comments>http://doodinghouse.com/1388/07/01/ajib-nist/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 21:48:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>دودینگ‌هاوس</dc:creator>
				<category><![CDATA[دیده و شنیده]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[مرعشی]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doodinghouse.com/?p=300</guid>
		<description><![CDATA[شاید امروز نباید مسئله‌ی مهم و آزاردهنده‌ای باشد، اما برای منِ چهار سال و نیم پیش، آزاردهنده‌ترین کلماتی بود که می‌توانستم بشنوم، و یکی از دردناک‌ترین لحظه‌هایی  بود که می‌توانستم در تمام عمرم حس کنم. وقتی می‌شنیدم که پشت سر هم من را دشمن خطاب می‌کرد و می‌گفت امریکایی‌ام -و شاید چیزهای دیگری هم گفت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">شاید امروز نباید مسئله‌ی مهم و آزاردهنده‌ای باشد، اما برای منِ چهار سال و نیم پیش، آزاردهنده‌ترین کلماتی بود که می‌توانستم بشنوم، و یکی از دردناک‌ترین لحظه‌هایی  بود که می‌توانستم در تمام عمرم حس کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">وقتی می‌شنیدم که پشت سر هم من را دشمن خطاب می‌کرد و می‌گفت امریکایی‌ام -و شاید چیزهای دیگری هم گفت که دست‌کم الان که این چند سطر را می‌نویسم هیچ یادم نیست،- با حیرت چند جمله‌ای که گفته بودم را مرور کردم. با خودم فکر کردم واقعا این چیزهایی که می‌شنوم، جواب همان سه جمله‌ی من است؟</p>
<p style="text-align: justify;">چه گفته بودم؟ آن سه جمله‌ی خودم، و آن حرف‌هایی که شنیدم را همان وقت‌ها جایی نوشتم. از همان جا مستقیم نقل می‌کنم که با کمترین تغییر منتقل کرده باشم:</p>
<blockquote style="text-align: justify;"><p>اعضای تیم اقتصادی دولت آقای فلان، غالبا از اعضای فکری فلان گروه بودند.</p>
<p>سخنگوی همان گروه رسما اعلام کرده است که ما یک گروه لیبرات دموکرات اما مسلمان هستیم.</p>
<p>و دست آخر نتیجه آن‏که: پس اقتصاد دولت ‏فلانی قبل از آن‏که اسلامی باشد، لیبرالی بوده است.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">این، سه جمله‌ای بود که من گفته بودم! و فکر می‌کنم واضح است که این‌ها را درباره‌ی حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی و دولت او و کارگزاران دولت‌اش گفته‌ام. حالا بخوانید چیزهایی که از گفته‌های او در جواب این سه جمله‌‌ام همان وقت‌ها نوشته‌ام:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">می‏گوید امریکایی‏ها تو را اجیر کرده‏اند، می‏گوید تو کی هستی که درباره &#8230; اصلا جرات حرف زدن را به خودت می‏دهی، می‏گوید این حرف‏هایی که تو نسبت به فلانی می‏زنی، تو را از دین خارج می‏کند، می‏گوید همه مردم می‏گویند تو دشمن فلانی هستی، &#8230;، می‏گوید یک بچه بیست ساله به چه حقی نسبت به فلانی اظهار نظر می‏کند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">جای آن سه نقطه‌ی اول، باید اسم آقای هاشمی را بگذارید، و فلانی هم ایشان هستند. و البته آن سه نقطه‌ی بعدی هم جای خالی یک جمله است که همان بهتر که نقل نکنم. و من در یک لحظه، چنان از دیدن و شنیدن و حس کردن آن حرف‌ها و لحن او غرق تحیر شدم که زبان‌ام بند آمد. شاید بهترین جواب این بود که بگویم «نسبت دشمنی و امریکایی بودن و بقیه‌ی افاضات جناب‌عالی، اگر توصیف من باشد، پیش از آن باید توصیف شما باشد؛ آن هم به دلیل روش دفاع مضحک‌تان از جمهوری اسلامی و دولت و شخصیت‌های آن».</p>
<p style="text-align: justify;">اما نگفتم. نه که تصمیم بگیرم چیزی نگویم، بلکه زبان‌ام بند آمده بود. تنها جمله‌ای که توانستم بگویم این بود: «مطمئنید؟ می‌توانید سر پل صراط این نسبت‌ها را ثابت کنید؟» و او هم بلافاصله با همان اطمینان گفت «بله».</p>
<p style="text-align: justify;">در آن جمع -حدودا- ده نفره، توانستم تحیر همه را ببینم. اما یکی از آن‌ها یکی دو ساعت بعد، به کنایه حرف درستی زد که هنوز یادم مانده. گفت:‌ «. نه. یادم نیامد خود جمله‌اش را. اما می‌خواست بگوید آن جمله‌ی من که صراط را یادآوری کرده بودم، نتیجه‌ی این بود که هیچ جوابی نداشتم که به او بدهم و از فرط بی‌چاره‌گی به صراط متوسل شدم.</p>
<img width="6" height="5" src="http://doodinghouse.com/blog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=300" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doodinghouse.com/1388/07/01/ajib-nist/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درباره‌ی مرد دهم</title>
		<link>http://doodinghouse.com/1388/06/15/mard-e-dahom/</link>
		<comments>http://doodinghouse.com/1388/06/15/mard-e-dahom/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 12:53:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>دودینگ‌هاوس</dc:creator>
				<category><![CDATA[دیده و شنیده]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doodinghouse.com/?p=267</guid>
		<description><![CDATA[همین چند روز پیش بود که با یک کلیک همه‌اش را فرستادم برود در صحرای عدم خوش بگذراند. شاید اگر می‌دانستم هوس می‌کنم چیزی درباره‌اش بنویسم، نگه‌اش می‌داشتم و به بادش نمی‌دادم. توی اصل قضیه البته تفاوتی نمی‌کند. نمی‌خواستم به محمود احمدی‌نژاد رای بدهم، اما دوست داشتم همه‌ی نوشته‌های وبلاگی درباره‌ی دکتر احمدی‌نژاد را یک‌جا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همین چند روز پیش بود که با یک کلیک همه‌اش را فرستادم برود در صحرای عدم خوش بگذراند. شاید اگر می‌دانستم هوس می‌کنم چیزی درباره‌اش بنویسم، نگه‌اش می‌داشتم و به بادش نمی‌دادم. توی اصل قضیه البته تفاوتی نمی‌کند.</p>
<div id="attachment_268" class="wp-caption alignleft" style="width: 250px"><a href="http://doodinghouse.com/blog/uploads/2009/09/mard-e-dahom.jpg"><img class="size-medium wp-image-268" title="mard-e-dahom" src="http://doodinghouse.com/blog/uploads/2009/09/mard-e-dahom-300x108.jpg" alt="mard-e-dahom" width="240" height="86" /></a><p class="wp-caption-text">حمایت بی‌تخریب ممکن نیست؟</p></div>
<p style="text-align: justify;">نمی‌خواستم به محمود احمدی‌نژاد رای بدهم، اما دوست داشتم همه‌ی نوشته‌های وبلاگی درباره‌ی دکتر احمدی‌نژاد را یک‌جا جمع کنم. با چند نفر هم مشورت کردم. خیلی زود فراهم کردن دامنه و هاست و بقیه‌ی کارهای فنی را انجام دادم. و همه چیز آماده بود برای جمع‌آوری نوشته‌هایی که در حمایت از محمود احمدی‌نژاد در یک ماه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری نوشته می‌شد.</p>
<p style="text-align: justify;">گرچه هدف اصلی آن کار، حمایت از دکتر احمدی‌نژاد بود، و قرار بود نوشته‌هایی را آن‌جا بگذارم که در حمایت از او و دولت‌اش باشد، یا حداکثر نقد همراه با حمایت؛ اما با خودم عهد کرده بود نوشته‌هایی که به هر نحو حاوی تخریب، توهین یا شایعه‌پراکنی درباره‌ی نامزدهای دیگر بود را منتشر نکنم. کار سختی بود. تلاش برای یافتن نوشته‌هایی که در عین حمایت صریح و همه‌جانبه از دکتر احمدی‌نژاد، وارد تخریب رقیب نشده باشد کار سخت و گاه بی‌نتیجه‌ای بود.</p>
<p style="text-align: justify;">چند روز گشتم و تا جایی که توانستم نوشته‌های وبلاگی را پیدا می‌کردم، اما کم‌کم به این نتیجه رسیدم که یا باید «مرد دهم» را بگذارم کنار، و یا آن عهد اولیه را تخفیف بدهم. فکر می‌کنم مطالب آن‌جا به بیست نرسیده بود. ترجیح دادم ادامه‌اش ندهم، گرچه تلخ بود. و البته تلخ‌تر از ادامه ندادن آن‌جا، گزاره‌ای بود که باعث بستن‌اش شد: «حمایت بی‌تخریب پیدا نمی‌شد».</p>
<img width="6" height="5" src="http://doodinghouse.com/blog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=267" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doodinghouse.com/1388/06/15/mard-e-dahom/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

