چهل روز سکوت، استراحت خوبی بود. این چند سطر، یعنی اینکه به دو جملهٔ نوشتهٔ پیشین پایبند نماندهام و باز آمدهام سر همین خانه. چه بود آن دو جمله؟ این: «اینجا دیگر حرفی گفته نخواهد شد و کلمهای نوشته نخواهد شد. اینجا خانهای بود برای حرفهای سادهٔ من؛ که به پای اعجوبگی شما ذبح میشود.» [...]
شش ماه پیش بود. هر دو وبلاگام -دودینگهاوس.وردپرس.کام و دودینگهاوس.کام- را در سایت ساماندهی ثبت کردم. با نام واقعی و نشانی واقعی و شماره تلفن و هر چیز دیگری که میخواست. همین کار کافی بود برای اینکه توهم کنم تنها در صورتی وبلاگام فیلتر میشود که مرتکب یکی از مصادیق مادهٔ ۲۱ قانون جرایم رایانهای [...]
امام خمینی رحمةالله علیه را از نزدیک ندیدهام؛ چیزی هم از روزهای زندگی ایشان یادم نمیآید؛ اینچنیناند بسیاری از همنسلان من. هابیل البته امام را از نزدیک دیده و خواسته دربارهٔ خاطرههایمان از او بنویسیم. به احترام دعوت بزرگوارانهٔ «نسیم حیات»، و محبت «یک فنجان فکر»، آنچه فکر میکنم چند نسل اخیر از امام آموختهاند [...]
همیشه معلمها از تعطیلیهای زیاد شاکی بودند که دانشآموزها از فضای درس خواندن دور میشوند و تا برگردند به هوای درس و مدرسه و تحصیل، دستکم یکی دو هفته طول میکشد. سخت میشود نوشتن بعد از دو هفته بینوشتن! این نوشته برای اجابت دعوت برادر عزیزم تقی دژاکام در وبلاگ آب و آتش است. بازی [...]
اینجا آغاز یک وبلاگ است. آغاز اولین وبلاگ من البته نه! چون من پیش از این چند وبلاگ دیگر هم داشتهام. و البته هنوز هم دارم؛ اما این «دارم» معنایش این نیست که چیزی هم درشان مینویسم. چه زیبا و شیرین و دوستداشتنی است نوشتن اولین نوشتهی یک وبلاگ. تجربه کردهای؟ به همین یک لذتاش هم [...]















