قرار همین است اصلا. اگر قرار بود لقمهی آماده بگذارند دهن من و تو، و کار به همین راحتیها بود که میگویی، لازم نبود این همه معطلمان کنند. اصلا این که تو میگویی چیزی است شبیه یک بازی بیمزه، که همه میدانند راه حق چیست، اما از روی عناد و شهوت و دشمنی با خدا، [...]
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸
از کدام جیب
نوشتهای میخوانی. بخشهایی از آن را میپسندی و بخشهای دیگری را نه. نیاز میبینی حرفی بزنی و آن بخشهای ناپسندش را روشن کنی. بهانهی خوبی است برای نوشتن! من این نوشته را خواندهام، و چیزی از میان کلمههای آن کشف کردهام. پیش از آن که کشفام را بگویم و به نقد آن بنشینم، تو هم [...]
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸
لذت تماشای سخت و تلخ
یکی از لذتهای بزرگ زندگیام، دستکم این یکی دو سال اخیر، «لذت تماشا» بوده است. لذت تماشای آدمهای مختلفی که در برابر دیدن یک رخداد، رفتارهای متضادی میکنند. بله. دربارهی رخدادهای همین روزها حرف میزنم. این درست که برای من خیلی جالب است که بدانم بالاخره اسفندیار مشایی یا همان اسفندیار رحیم مشایی معاون اول [...]















