نومیدت نمی‌کنم ولی

سکوت می‌کنی. حرف‌ات را نمی‌زنی. باید بگویی توی دل‌ات چه می‌گذرد. باید حرف‌ات را بزنی. باید به‌ش بگویی «چرند می‌گی». حباب توهم پیروزی‌اش را باید ویران کنی. اما سکوت می‌کنی. سکوت می‌کنی و با نگاه‌ات نه اشتباه نکن؛ با نگاه‌ات هم نمی‌خواهی به‌ش چیزی بگویی. کار سختی است. خیلی کار سختی است که با نگاه‌ات هم [...]

 
شامورچه‌ی پرکار

شامورچه‌ تازگی مسئول انبار شده است. پیش از آن، کارش این بود که از قلعه بیرون برود و گندم بیاورد و تحویل انبار بدهد و باز برود پی گندم پیدا کردن. سرزمین گندم‌ها همین بالا بود. از قلعه‌ی مورچه‌ها که بیرون می‌آمد، می‌رسید به گندم.
از یک ساعت پیش از طلوع آفتاب، شامورچه می‌رفت پی کارش، [...]

 
امام خمینی؛ ولی فقیه یا کاریزما؟

نامه‌ی حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی به سیدعزت‌الله ضرغامی رییس سازمان صداوسیما، بهانه‌ی خوبی است برای بیان سه نکته. نامه را اگر ندیده‌اید یا نمی‌دانید داستان‌اش چیست، اینجا می‌توانید بخوانید.
۱- آنچه امروز مورد اعتراض سیدحسن خمینی است، رفتاری نیست که این روزها بروز کرده باشد و تنها مختص این روزها و رخ‌دادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری [...]

 
من به جمهوری اسلامی

این را وقت‌هایی می‌گفت که درمانده می‌شد. می‌گفت اگر هیچ چیز بلد نبودید، خیلی راحت‌تر بودیم. می‌گفت باید اول زحمت بکشم آن چیزهای نادرستی که یاد گرفته‌اید را بیرون کنم و بعد تازه برویم سراغ یاد گرفتن درست‌اش. استاد تجوید بود، و چه خوب استادی هم بود. خدا عزت و برکت بدهد به زندگی‌اش.
انقلاب به [...]

 
آقای ویراستار دل‌سوز

آقای ویراستار، فکر می‌کند پاکیزگی نوشته، و رعایت ضوابط ویراستاری، خیلی مهم است، و یک متن پاکیزه، می‌تواند به همه‌فهم شدن نوشته،‌ و زیبایی آن منجر شد. آقای ویراستار اصرار دارد به همه بفهماند که ویراستاری نوشته‌ها، به فهم بهتر نوشته کمک می‌کند، و می‌گوید هر نوشته‌ای با هر زبانی، و با هر درونمایه و [...]

 
ارمنی‌بادمجان، و داستان امروز ما

مرحوم شهید آیت‌الله مطهری در صفحه‌ی ۱۵۲ کتاب امدادهای غیبی در زندگی بشر، در بیان نقش حساسیت‌های کاذب اجتماعی در عدم رشد مسلمانان آورده است:
گاهی مردم به علل خاص اجتماعی، حساسیت خود را درباره بعضی مسایل بسیار اصولی دین‏ از دست می‏دهند، گویی شعورشان نسبت به آن اصول خفته است‏. به چشم خود می‏بینند که [...]

 
از عصرهای یکشنبه

چند ماهی است که معمولا هر هفته عصرهای یکشنبه می‌بینم‌اش. آن اوایل با اکراه می‌رفتم و آنجا می‌نشستم. چیزی هم اگر نمی‌گفت، حس خوبی نداشتم از حضورش. و کسی هم اگر می‌پرسید، نمی‌توانستم و نمی‌شد و البته حتی نمی‌دانستم که چه شده و مستقیما از او چه دیده‌ام و چه شنیده‌ام که این حس را [...]

 
معضلی به نام جناح راست

مخالف‌ام با اینکه «معضلی داریم به نام احمدی‌نژاد». البته عیوب و اشتباه‌های دکتر احمدی‌نژاد را نمی‌توان نادیده گرفت، اما اینکه مهندس مشایی سخنان ناروا و بی‌پایه‌ای بگوید که تنها گوینده و باورمند به آن خودش باشد و خودش، دلیل نمی‌شود که همه‌ی تقصیرها را بیندازیم گردن دکتر احمدی‌نژاد که «اگر مشایی را کنار می‌گذاشتی این [...]

 
چند لحظه مادر باش یا پدر

در محله‌تان مشهورید به سلامت نفس و پاک‌دستی و درست‌کاری. پسر بزرگ‌ات عصرها می‌رود و از نانوایی نان می‌گیرد. پسر بزرگ‌ات آدم سر به راهی است و همسایه‌ها ازش حساب می‌برند و به‌ش احترام می‌گذارند. البته بخش مهمی از این احترام هم به خاطر پدر و مادرش است.
دختر دبستانی‌ات تازه از مدرسه برگشته است که [...]

 
اقتضای جایگاه استادی

هنرِ برخی تا آنجاست که می‌توانند با «کنترل» کردنِ «دو نقطه»، به تحلیل قطعی برسند. توضیح می‌دهم.
اتکای بیش از اندازه‌ی آقای الف به نمادها و نشانه‌ها همیشه آزارم می‌داد سر کلاس. البته نمادها و نشانه‌ها، و کارکردها و تصویرگری نسبی‌شان از واقعیات را کسی نمی‌تواند انکار کند، اما آزردگی من از آنجا بود که او [...]

 
 
نوشته‌های دودینگ‌هاوس، طرح‌اش، و تمام بودن‌اش مال من است. اخلاق هم خوب چیزی است!