خودمان خوبیم؟

شاید آگاهی به انگیزه‌های پیاده‌روی کلمه‌های این پست، نیاز به خواندن اینجا، و مخصوصا اینجا داشته باشد. نگاهی به «ژورنالیسم حزب‌اللهی» و کشف رازهای عقیم ماندن‌اش را شاید بتوان انگیزه‌ی اصلی آن نوشته‌ها دانست. البته این نوشته در مقام نقد نوشته‌های دوستان عزیزم نیست؛ تنها می‌خواهم نکته‌های ریز دیگری به گفته‌های دوستان‌ام اضافه کنم. ۱- [...]

 
کافه پیانو نمایشی

گاهی با خودت می‌گویی «بی‌خیال» و ادامه می‌دهی که «حالا این همه نوشتیم چی شد که این یکی رو ننویسیم چی بشه». و فکر می‌کنی دست بالا دو سه روزی که بگذرد، آقای ذهن‌ات یادش می‌رود و تمام؛ اما بعد می‌بینی «نه! از این خبرها نیست» و تا ننویسی‌اش،‌ رهایت نمی‌کند. حالا داستان من شده! [...]

 
اعتراض وارد نیست

اسم‌اش جلیل بود. البته هنوز هم اسم‌اش جلیل است. رتبه اول کلاس بود. ساکت، باهوش، زیرک و با ادب. سال دوم راهنمایی بودیم. تنبیه بدنی کاملا عادی بود برای ما. دست‌کم برای معلم‌ها که عادی بود! ما هم چاره‌ای نداشتیم جز اینکه برای‌مان عادی باشد. بعضی وقت‌ها احساس می‌کردم معلم‌ها دنبال بهانه‌اند برای اینکه بروند [...]

 
سادگی تلخ

چیز تلخی است افتادن به چاه‌هایی که هزار بار عهد کرده بودی باز گول‌شان را نخوری و باز خودت را نیندازی توش. تلخ‌ترین نیست؛ اما یکی از بزرگ‌ترین تلخی‌ها هست؛ که هزار باره بیفتی میان تلخی‌ای که … . بیفتی نه! باز خودت را گول بزنی و خودت را بیندازی. یکی از همین روزهای دو [...]

 


 
نوشته‌های دودینگ‌هاوس، طرح‌اش، و تمام بودن‌اش مال من است. اخلاق هم خوب چیزی است!