چهل روز سکوت، استراحت خوبی بود. این چند سطر، یعنی اینکه به دو جملهٔ نوشتهٔ پیشین پای‌بند نمانده‌ام و باز آمده‌ام سر همین خانه. چه بود آن دو جمله؟ این: «اینجا دیگر حرفی گفته نخواهد شد و کلمه‌ای نوشته نخواهد شد. اینجا خانه‌ای بود برای حرف‌های سادهٔ من؛ که به پای اعجوبگی شما ذبح می‌شود.»

ذبح نمی‌شود. نتوانستم. حتی وبلاگ تازه‌ای آغاز کردم. همان جا حرف زدم و وبلاگ نوشتم. اما نشد. اینجا خانهٔ همیشگی من خواهد بود. ان‌شاءالله. خودنویسی خودآدم‌پندارانهٔ مستور در این نوشته را ببخشایید.