دیر یا زود باید انتظاراتمان را پایین میآوردیم و واقعبین میشدیم؛ چه بهتر که واقعبین شدن و دور ریختن انتظارات و توقعهای فضایی، زودتر از آنچه قرار بود انجام شد. تصور کن نوشتهای میخوانی از کسی که در همین رخدادهای پس از انتخابات خرداد ۸۸ چند روزی را مهمان زندان بوده. در اواسط نوشتهاش میبینی نوشته: «شاید بخاطر چند شبی که به من بی خوابی دادند، خوابم دچار مشکل شده بود؛ ولی در هر صورت علاوه بر بی خوابی، این که تنها چند روز بود که از انفرادی خارج شده بودم، من را حسابی تشنه ی گفتگو کرده بود.»
اینجا جمهوری اسلامی ایران است. شاید اگر یک سال پیش بود، همین جا به قانون اساسی لینک میدادم، و با مقادیر فراوانی احساس قدرت، میگفتم اینکه نویسندهی آن متن گفته «چند شبی … به من بیخوابی دادند»، نشانهی زیر پا گذاشتن قانون از سوی فلان نهاد یا سازمان است. اگر یک سال پیش این نوشته را در یک وبلاگ با نام اصلی نویسنده میخواندم، البته تعجب هم میکردم. اما امروز دیگر تعجب هم نمیکنم، واکنشی هم نشان نمیدهم.
کمترین چیزی که در این یک سال به دست آوردهام همین است که توقعام خیلی پایین آمده؛ البته تلاشی نکردهام، و نتیجهی روشن و بدیهی آنچه در این کمتر از یک سال دیدهام همین بوده. و البته بسیار خرسندم از این بابت. نکتهی جالب دیگری که اگر یک سال پیش میخواندم، ترجیح میدادم باور نکنم بخشی از سخنان ریاست قوهی قضاییه بود که در این بند آمده: «گفت زیر فشار بعد از اینکه دوماه انفرادی بوده است به جاسوسی اعتراف کرده است. بعدا که پیش دادیار رفته است گفته است که زیر فشار مجبور به اعتراف شده است. برای همین دوباره او را به انفرادی برگردانده اند. بعد هم که احتمال دادیم من ممکنه آزاد بشم، گفتم چیزی هست بخواهی بیرون منتقل کنی [...]. در مورد شرایط بازداشتگاه هم اعتراض داشت مخصوصا آب آلوده و رفتار بد زندانبان ها. یکی از هم سلولی ها که بعد از آزادی رفته بود پیش آقای صادق لاریجانی و در مورد شرایط بند ۲ الف گفته بود؛ برای من نقل کرد که وقتی از حسین درخشان اسم آورده آقای لاریجانی گفته است که او جاسوس است و همه جای دنیا با جاسوس همین کار را می کنند و بالاخره اعتراف خواهد کرد.»
شاید اگر یک سال پیش، استدلال قاطع «همه جای دنیا با جاسوس همین کار را میکنند» را با ادعای صدور از رییس دستگاه قضا میشنیدم، میگفتم دروغ است. البته کاش دروغ باشد. اما حتی اگر راست هم باشد، اشکالی ندارد. همه چیز درست است.
















۱۱ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۴۷ ق.ظ
ما از اون زمانی نا امید شدیم که بدن دو تا انقلابی تو پایتخت قطعه قطعه شد ( فروهرها ) اما آب هم از آب تکان نخورد . ما از آن زمان ناامید شدیم که دل والی و ولی خون شد از حمله به دانشجویان بی دفاع ولی هیچ اتفاقی نیفتاد . نا امیدی آن جا ختم شد که دلیل کشته شدن چهار نفر در کهریزک را نوشتند : ضرب و شتم .
فقط ماندهام آن والی که مردمانش را تشر میزند چرا یک تشر بر سر قوهی ویرانهاش نمیزند . والسلام
۱۱ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۳۹ ق.ظ
اگه بخواهیم واقع بین باشیم تنها دستآورد واقعی جنبش سبز همین چیزهاییه که اینجا نوشتی
۱۱ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۱۱ ق.ظ
برای امثال شما البته خوب شد چون بالاخره برخی واقعیتها را درک کردید
واگرنه ما که قبلا هم میدانستیم چه خبر است
و در مورد اینکه “همه چیز درست است” ؛ موافقم با شما
۱۱ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۸:۲۴ ب.ظ
سلام
شنیده بودم که همه شرف شیعه به این بوده که عدالت را پای هیچ مصلحتی ذبح نکرده، از حقش گذشته و دست بسته برادرش را صدا کرده که”ابن ام ان القوم استضعفونى وکادوایقتلوننى” ، از آبرویش گذشته و “یا مضل المومنین” خطابش کرده اند؛ از جان و مال و فرزندانش هم ، ولی از عدالت و حق نگذشته، کاش ، یادمان می دادید، چطور می شود و چطور می توانید همه این بی عدالتی ها را ببینید و باز هم مصلحت اندیشی کنید و آن را با اصول شیعه توجیه کنید؟
عجب روزگاری شده
خدا را برادر، کجای نص قرآن و حدیث خوانده ای که اطاعت محض از غیر معصوم را حتی توصیه کرده باشد؟ اگر اجتهاد برخی از بزرگانتان است، آخر به کدام دلیل عقلی و نقلی ؛ این اجتهاد درست است و اجتهاد مقابلش غلط؟
این پوستین وارونه اذیتتان نمی کند؟
۱۲ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۴:۳۸ ب.ظ
لطفا این را نگویید که باید دست ها را بالا برد و تسلیم شد. نگویید که باید گوشه ای خزید و خفه شد. نگویید به اسم مصلحت و واقعیت باید گوش تا گوش آرمان را برید.
لینک نوشته را هم بگذارید.
ضمنا شما حرفهایی را که آورده اید ونقل قول کرده اید را تایید میکنید یا خیر؟
۱۲ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۴۹ ب.ظ
خوشحالام که این شرایط هم نمیتونه شما رو از آرمانهایی که دارید ناامید کنه. دربارهی نقلقولها هم اطمینان صددرصد ندارم، اما در همین حد که دربارهشون نوشتم میشه به گویندهش اعتماد کرد. از گذاشتن لینک اون نوشته هم معذورم.
۱۳ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۲۶ ب.ظ
پایین آمدنِ توقع خوب نیست، این را مطمئنم!
البته دیدنِ واقعیت ها و فهم آن خوب است.. به گمانِ من آنچه این جریانات داشت، بالا بردنِ سطحی از آگاهی در بخشی از جامعه و نگاه بازتر بود…
یکی میگفت سالهای ۷۸ هم همین ها بود، کمتر دیدن!
گفتم اول که اون موقع ابزارهای رسانه ای اینگونه نبود، دوم اینکه پرتعداد ترین نسل الان بیشتر از اون موقع هوشیارن و …
۱۳ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۰۰ ب.ظ
و به خیال خود چه خوش انصاف اند انهایی با فرضیات و احتمال راست ها و دروغ ها حکم صادر می کنند… اینکه حسین درخشان بی گناه است یا با گناه انقدر با تحریک عواطف هم نمی تواند منطقی و منصفانه باشد …. احتمالا خوانندگان این کامنت من را یک جنایتکار یا شریک جنایتکار فردی محافظه کار طرفدار ظلم به مظلوم و … بدانند …اشکالی ندارد ! خدا عالم است به همه امور ….
۱۴ اردیبهشت ، ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۳۹ ب.ظ
بسمه تعالی
آغاز به کار مجدد مجله اینترنتی حرف ما
مجله اینترنتی حرف ما که بنابر دلایلی ،چند ماه انتشار خود را متوقف کرده بود روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت کار خود را مجددا از سر گرفت.این مجله که در سال گذشته ۴ پیش شماره کار کرده بود امروز اولین شماره اصلی خود را منتشر کرد.
علاوه بر ظاهر «حرف ما» روند کلی انتشار آن نیز تغییر کرده است.این مجله پس از این هر دو هفته یک بار با بررسی یک موضوع و در ۶ بخش ادامه ی فعالیت خواهد داد. حرف اول،تخته سفید،براده های اندیشه ،تماشا خانه ،اشاره، و حرف آخر قسمت های مختلف مجله اینترنتی حرف ما را تشکیل می دهند.
شایان ذکر است شماره ی اول «حرف ما» به بررسی موضوع دموکراسی غربی و نقد آن پرداخته است.
http://www.harfema.com
برای حمایت از حرف ما می توانید آن را در وبلاگتان لینک یا لو گوی ان را در وبلاگتان قرار دهید
با تشکر
سردبیر مجله اینترنتی «حرف ما»