رویارویی نابرابر با یک بیانِ دو منتقد

شرکت سایپا نام یکی از محصولات‌اش را گذاشته «مینیاتور». فکر کنید من در نامه‌ای به شرکت سایپا یا روابط عمومی شرکت سایپا یا کمیته‌ی نام‌گذاری محصولات این شرکت، در اعتراض به انتخاب نام «مینیاتور» برای محصول‌ای ایرانی، این‌گونه نوشته‌ام: «این کلمه در زبان فرانسوی هم استفاده می‌شود. کلماتی هم وجود دارد که مال ماست اما [...]

 
پایان داستان

دوره‌ی شیرینی بود. سه سال شد احتمالا. بی‌شک یکی از خاطرات شیرین و فراموش‌نشدنی‌ام خواهد بود این دغدغه‌ی چند ساله که با نوشتن این چند سطر پایان می‌گیرد. خواندن جدی داستان و رمان را از نزدیک ۶ سال پیش آغاز کردم و هر چه می‌خواندم مشتاق‌تر می‌شدم به خواندن بیشتر. خواندن داستان‌ها و رمان‌های مختلف [...]

 

ما هیچ‌وقت حواس‌مان نیست. حتی اگر زجر کشیده باشیم. حتی اگر درد کشیده باشیم. حتی اگر ماه‌ها یا حتی سال‌ها ذره ذره بر باد رفته باشیم و روز و شب‌مان سیاه شده باشد. بله. چند روزی یادمان می‌ماند که اگر باز همچه چیزی به سرمان آمد، یادمان باشد کار درست کدام است و بار پیش [...]

 
هشت پرسش و هجده پاسخ

همیشه معلم‌ها از تعطیلی‌های زیاد شاکی بودند که دانش‌آموزها از فضای درس خواندن دور می‌شوند و تا برگردند به هوای درس و مدرسه و تحصیل، دست‌کم یکی دو هفته طول می‌کشد. سخت می‌شود نوشتن بعد از دو هفته بی‌نوشتن! این نوشته برای اجابت دعوت برادر عزیزم تقی دژاکام در وبلاگ آب و آتش است. بازی [...]

 
درباره‌ی سرمایه‌ی اجتماعی در سال ۸۸

هشدار! اگر از دیدن نیمه‌ی خالی لیوان‌ها یا نیمه‌های خالی لیوان هراس دارید، این نوشته ناخواندنی است. چیز زیادی از دست نمی‌دهید. گرچه برای پر کردن نیمه‌ی خالی لیوان، چاره‌ای جز درست دیدن‌اش نیست. این نوشته، نگاهی است به آنچه در سال دراز و پررخداد ۱۳۸۸ بر سر «سرمایه‌های اجتماعی» آمده است؛ به تفکیک سرمایه‌های [...]

 


 
نوشته‌های دودینگ‌هاوس، طرح‌اش، و تمام بودن‌اش مال من است. اخلاق هم خوب چیزی است!