نقد قدرت فضیلت است. هیچ استثنا و اما و اگری هم ندارد. اما دیدن بعضی نقدها بسیار جالب و دیدنی است. این را ببینید:
این حرف به معنای این نیست که من پیش از انتخابات از ارتباط ویژهی مشایی و احمدینژاد خبر نداشتم، اتفاقا برعکس، همه ما میدانستیم که احمدینژاد یک تار موی اسفندیار را با همه اصولگراها عوض نمیکند، اما حقیقتا انتظار نداشتیم که یک مملکت و یک انتخابات و یک ملت، اسیر لج و لجبازی و روابط صمیمانهی دو نفر با هم بشوند که شدند! -منبع-
نویسنده این انتقاد را به رییس جمهور دارد که چرا «یک مملکت [...]، اسیر [...] روابط صمیمانهی دو نفر با هم» شده. البته نویسنده پیش از این گفته که «میدانستیم که احمدینژاد یک تار موی اسفندیار را با همه اصولگراها عوض نمیکند». هیچ نقطهی کوری ندارد این انتقاد؟
نکتهی اصلی اینجاست؛ نویسنده نوشته «اما حقیقتا انتظار نداشتیم». سوال من این است که چرا انتظار نداشتید؟ دکتر احمدینژاد تعهد داده بود؟ انتقاد نویسنده به چیست؟ دکتر احمدینژاد تعهدی را زیر پا گذاشته؟ در روزهای انتخابات حرفی زده و به آن عمل نکرده دربارهی مهندس مشایی؟ آیا مشایی خودش را و عقایدش را مخفی کرده؟ آیا هیچکدام از این دو، خودشان و عقاید و رفتارشان را پنهان کرده و دورویی کردهاند که انتظار شما غیر از آنچه بوده که شده؟
همانطور که گفتم، نقد قدرت فضیلت است، اما این نقد نیست. قرار نیست کسی که نقد میکند، فقط فشار بیاورد، گرچه یکی از کارکردهای نقد قدرت، فشار به قدرت برای اصلاح خویش است.
گرچه معتقدم سیاستمداران و شخصیتهایی مانند دکتر احمدینژاد و مهندس مشایی که تقریبا هر چه میخواهند میگویند و هر چه میخواهند میکنند را باید با نقد درست محدود کرد و وادارشان کرد به درست و سنجیده رفتار کردن، اما باید این روحیهی این دو را با افتخار تحسین کرد که در بسیاری از مسایل، دوروییهای مرسوم در جامعه را کنار زده و نشان دادهاند که دستکم در این مسایل، حاضر نیستند به بهانهی نقد نشدن و تقدیس شدن، خودشان را بپوشانند.
با «اما حقیقتا انتظار نداشتیم» نمیشود نقد کرد؛ تنها میتوان گلایه کرد. کسی اگر احمدینژاد را انتخاب کرده، گول نخورده؛ چون او دستکم در انتخابات خرداد ۸۸ ناشناخته نبوده، و همهی خودش را پیش از آن به نمایش گذاشته.

















۲۶ دی ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۴ ب.ظ
سلام و ممنون. بعضی چیزها را ما واقعا انتظار نداشتیم، شما را نمی دانم! مثلا انتظار نداشتیم احمدی نژاد، به خاطر یک حکم معاون اولی آقای اسفندیار، در برابر رهبری بایستد، که البته ایستاد. حالا شما اسمش را بگذار گلایه. گلایه ما هم همین است که آقای چرا؟
۲۶ دی ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۵ ب.ظ
سلام
من فکر میکنم قصد نقادی هم نداشتهاست. چرا که این روزها دیگر حمایت دو آتیشهی توجیهگر خریداری ندارد. یک ژست «ما هم قبول نداریم» کفایت میکند برای اینکه رسانهات را بیطرف نشان بدهی.
سیاست اگر برای تقوی محلی از اعراب قائل نباشد، میشود همین که برای همهی آن «میدانستیم» ها توجیههای ویترین پسند میسازد و بعد هم با «انتظار نداشتیم» امروز را ماستمالی میکند.
۶ بهمن ، ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۱۷ ق.ظ
با شما موافقم. متاسفانه حثی آنها که منتقدانه هم مینویسند انتقاد یا گله تنها این است که احمدینژاد در برابر رهبری ایستاده. هیچکس چرا یادآور نمی شود که نه احمدینژاد و نه مشائی قانون را زیر پا نگذاشته اند.