بسیار شادمانام از اینکه ننشستهام به تماشای زد و خورد دو سوی ماجرایی که معلوم نبود جز پاره کردن یکدیگر برای قدرت و مقام و «من»، پی چه بودند و -شاید همچنان- هستند؛ گرچه البته ناچاری سفر و اتوبوس، از تحمل تماشای آن مبارزههای انگار متعلق به دوران پیش از مدنیت و نیز عاری از اخلاق نجاتام داده بود. بسیار شادمانام.
شبی را به یاد دارم که نشسته بودیم به تماشای مناظرهی رییس جمهوری اسلامی ایران دکتر محمود احمدینژاد و حجتالاسلام مهدی کروبی کاندیداهای دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری. دیر رسیده بودیم خانه. خیابانها غلغله بود. چند دقیقهی اول را ندیدیم. بهتر البته! نشستیم. آنجایی توجه همهمان جلب شد و میخکوب شدیم که آقای دکتر احمدینژاد در پاسخ به سخنان حجتالاسلام کروبی گفت ایشان به جای آمریکاییها نشستهاند و از آمریکاییها دفاع میکنند.
شاید بگویید باید دید آقای کروبی چه گفته که آقای احمدینژاد پاسخی اینچنین داده است. میگویم هیچ اهمیتی ندارد این حرف در جواب چه بوده؛ البته اگر یک مسلمان شیعه که رییس جمهوری اسلامی ایران هم هست را ملزم به رعایت تقوا بدانیم، اخلاق هم به کنار. و البته اگر پیروزی در انتخابات را بهانه و توجیه زدن هر حرفی ندانیم؛ که اگر میدانید، این نوشته را نخوانید و خودتان را آزار ندهید.
امروز در خبرها آمده بود که دکتر عبدالله که کاندیدای کسب مقام ریاست جمهوری افغانستان شده، از ادامهی رقابت کنار کشیده و پیشگیری از بروز تقلب را بهانه کرده. دوست ندارم به یک ملت بزرگ و آگاه، در یک کلمه و بی توضیح توهین کنم، اما همه میدانیم که ما ایرانیها بسیار خودبسندهایم و دستکم دربارهی سرزمین افغانستان و مردم افغان، بسیار خودبین و خودبزرگبینایم. از همهی آنانی که اینچنین نیستند پوزش میخواهم و امیدوارم همه همچون آنان بشوند.
دکتر عبدالله چرا دست به این کار زده؟ فکر میکنم روشن است. درست یا نادرست، ادعای بروز تقلب میکند. و شاید اطمینان دارد از اینکه -درست یا نادرست- پیروز این انتخابات نیست. وقتی میداند قرار نیست پیروز بشود، نه خودش را آزار میدهد و نه مردماش را به رفتار نابههنجار میکشاند و نه بهانه دست کسی میدهد. و مهمتر از همه آنکه بیشتر طرفداران و هواداراناش را پشت خود نگه میدارد.
آن شب، وقتی دکتر احمدینژاد با آن لحن دلسوزانه و حاکی از تعجب گفت که آقای کروبی نشستهاند و به جای امریکاییها از آنها دفاع میکنند، گفتم من اگر جای او بودم، بی هیچ سخنی از آنجا بیرون میآمدم و در نامهای به هر جا که لازم است، بی هیچ توضیح اضافهای در چند کلمه خودم را از این بازی مسخره و خلاف عزت اسلامی و انسانی خلاص میکردم؛ و گور پدر هر مصلحت و دلیل و بهانهای که در این میان هست؛ حتی اگر آن مصلحت و دلیل و بهانه، چیزی از جنس احساس مسئولیت برای دین و وطن و غیره باشد.
من اگر باشم، حاضرم تا انتهای عمر، ریاست جمهوری کسی مانند دکتر احمدینژاد را بپذیرم اما حاضر نیستم با سکوت تمام رو به روی او بنشینم و او تنها و تنها برای پیش انداختن خودش و «خود»ش مرا آنچه نیستم خطاب کند و من باز هم مجبور به سکوت باشم. حالا بیایید با تحقیر به سرزمین افغانها نگاه کنیم و سالهای میزبانی خودمان و مزاحمت آنان را به یاد بیاوریم و به خودمان ببالیم. بله. ما همچه مملکتی هستیم و همچه مملکتی داریم.
البته میتوانی بیایی بگویی «این همه دارن به هم فحش میدن» یا «این همه به آقای دکتر فحش دادن ندیدی حالا اون یه کلمه رو داری بزرگ میکنی؟» و غیره.


















۱۱ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۱۴ ب.ظ
بله، بله!
حق با شماست! وقتی کسی جای امریکا نشست، سکوت میکنیم! دروغ میگوییم! نمیگوییم که او جای آمریکا نشسته است! برعکس از او تعریف و تمجید میکنیم! اینطوری خیلی بهتر است!
البته بعدا دیدیم که آیا کروبی، آنچه که احمدی نژاد گفت بود یا نبود! احمدی نژاد کروبی را “چیزی که نبود” خطاب نکرد!
…
۱۱ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۳۲ ب.ظ
بسیار فایده حاصل شد. آفرین.
۱۲ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۳۳ ب.ظ
نه خسته!
۱۲ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۵ ب.ظ
“من اگر باشم، حاضرم تا انتهای عمر، ریاست جمهوری کسی مانند دکتر احمدینژاد را بپذیرم اما حاضر نیستم با سکوت تمام رو به روی او بنشین”
!!
واقعا که عجب استدلالی
خسته نباشی
آنها که خود را باهوشتر از آن میدانند که وارد میدان سیاست شوند لیاقتشان این است که احمق ها بر انان حکومت کنند.
۱۲ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۶ ب.ظ
یه خرده هم دقت کنید بد نیست. من گفتهم «حاضر نیستم با سکوت تمام رو به روی او بنشینم». میبینید؟ خسته نباشید.
۱۲ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۷ ب.ظ
“آن شب، وقتی دکتر احمدینژاد با آن لحن دلسوزانه و حاکی از تعجب گفت ”
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
احمدی نژاد شیطانه
۱۷ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۰۸ ب.ظ
چرا به روز نمی شی پس کوشی ها!
۲۵ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۰۰ ب.ظ
دوست عزیزی که نمی شناسمت!
و مهمتر از همه آنکه (دکتر عبدالله) بیشتر طرفداران و هواداراناش را پشت خود نگه میدارد.
من به این باور نیستم که عبدالله هوادارانش را پس از این پشت خودش نگه داشته باشد.
من به عنوان یک فرد از میان هزاران جوانی که از همه ی توان انسانی مان برای حمایت از عبدالله وبرنامه های وی برای آینده افغانستان هزینه کردیم، از چگونگی کنار رفتن او از دور دوم انتخابات شدیدا ناراحت هستیم؛ زیرا عبدالله با محافظه کاری گفت که در دوم شرکت نمی کند؛ در حالی که هواخواهان عبدالله خواستار دو گزینه بودند. یا شرکت و یاهم تحریم. اما عبدالله با توجه به اصراری که خبرنگاران در نشست خبری کردند که شما تحریم می کنید و یاهم کنار می روید؟(در حالی که تحریم و کنار رفتن از لحاظ حقوقی دو مقوله جداگانه با بار معنایی متفاوت هستند) اما عبدالله محافظه کاری کرد و گفت که نه کنار رفته و نه تحریم کرده بلکه شرکت نمی کند. هرچند ماهیت اصلی کار عبدالله تحریم بود، اما به خاطر باز گذاشتن دروازه معامله با حکومت کرزی در آینده از کاربرد واژه تحریم امتناع ورزید.
امروز که ما به روز های تحلیف کرزی به عنوان یک رییس حکومت نامشروع نزدیک می شویم، نشانه هایی دیده می شود که بزرگان دور وبر عبدالله در فکر معامله و به دست آوردن وزارت هستند و گور پدر مردم که قربانی دادند.
دوم این که عبدالله پس از انتصاب کرزی به سمت ریاست جمهوری از سوی کمیسیون انتخابات، با صراحت حکومت کرزی را نامشروع نخواند و به همین دلیل هواخواهان عبدالله که حکومت کرزی را نامشروع می دانند، از این حرکت عبدالله هم سخت ناراحت شدند.
مردم افغانستان در شرایط کنونی به رهبران سیاسی ای نیاز دارند که واقعیت ها را رک و راست به مردم بگویند.
۲۶ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۱ ب.ظ
سلام من دوست سید فروتنم
شما؟
۲۷ آبان ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۰ ق.ظ
انشاءالله پنجشنبه همین هفته حضوری خدمتتون میگم