دست‌کم در سرزمین ایران، به راحتی قابل درک است که هیچ‌کس نخواهد و به خودش اجازه ندهد که بگوید کار دیروز من اشتباه بود. نهایت ابراز اعتراف به اشتباه هم تغییر رفتار است. البته این تغییر رفتار هم خیلی وقت‌ها در شأن غرور افراد نیست؛ به خصوص آدم‌های مهم و برتر و آنهایی که اصولا با گِلی غیر از گِل انسان‌ها خلق شده‌اند.

دیشب سیزدهمین بیانیه میرحسین موسوی را دیدم و خواندم. پس از انتخابات ریاست جمهوری، و از مجموعه‌ی سیزده تایی بیانیه‌های ایشان، این اولین نوشته‌ای بود که خواندم یا خوانده‌ام؛ نمی‌دانم کدام‌اش اینجا درست است؛‌ ماضی ساده یا ماضی نقلی.

در جایی از بیانیه دیدم نوشته:

ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم.

انتظار هنر بیش‌تری

انتظار هنر بیش‌تری

انتخابات اخیر ریاست جمهوری برای من و در نگاه من، مجموعه‌ای از تلخی و لحظه‌های شوم و فضایی آکنده و لب‌ریز از نفرت و وقاحت بود. و البته هنوز هم مقادیری هست. بازی‌ای که بیش‌تر بازی‌گران‌اش «به هر دلیل»، و البته هر بازی‌گری به دلیلی خاص، می‌خواستند «هر جور شده» خودشان را جلو بیندازند و خودشان را عقل کل و عدل کل و صلح کل نشان بدهند؛ و البته پیروز و مقتدر و جاودانه!

من بیانیه‌های پیشین میرحسین موسوی را نخوانده‌ام، اما رفتارهای هواداران و شخصیت‌های وابسته به جناح فکری ایشان را دیده‌ام و مرور کرده‌ام. این چند کلمه‌ای که از میانه‌ی آن بیانیه اینجا آورده‌ام، دنیایی از حیرت و شگفتی را در من زنده کرد. من البته به میرحسین موسوی رای نداده‌ام و بسیار شادمان‌ام که هم‌چه کاری نکرده‌ام، اما میرحسین موسوی را نه دشمن می‌دانم و نه همراه دشمن، و نه حتی یاریگر دشمن.

آقای موسوی اگر به این حرف خودشان باور دارند، و اگر فکر می‌کنند واقعا این حرف می‌تواند مبنای عمل سیاسی قرار بگیرد، چرا خودشان در طول روزهای سیاه پس از انتخابات قانونی، از اولین لحظات پس از اتمام رای‌گیری،‌ رفتاری به نمایش گذاشتند که نه تنها با این سخن میانه‌ای ندارد، که کاملا دارای ضدیت است. همه دیدند که صبر انقلابی‌ای از ایشان و دوستان‌شان دیده نشد؛ دست‌کم صبر و خردی که انتظار می‌رفت و ادعا می‌شود، دیده نشد.

شاید همه دیدند که تندروی‌های بی‌دلیل و بی‌نتیجه و بهانه‌سازی به بار نشست و به راحتی آب خوردن، نطفه‌ی خشونت‌ها و بی‌قانونی‌هایی شد که حاصل یک هفته و یک ماه که نه، بلکه حاصل عمر جنبش اصلاح‌طلبی را به باد داد؛ و چنان به باد داده است -از دید من،- که این بیانیه‌های نرم هم شاید نتواند مسئله را عوض کند. چرا که -فکر می‌کنم- رای آقای میرحسین موسوی در انتخابات اخیر، یک جهش بلند و یک موفقیت برق‌آسا برای اطلاح‌طلبان بود، که با بی‌صبری و کم‌خردی و با نمایش رفتارها و گفتارها و نگاه‌های تندروانه به بدترین شکل، مورد ناشکری قرار گرفت.

دو احتمال دارد البته؛ یا میرحسین موسوی همه‌ی رفتارهای پس از انتخابات خود و دوستان‌اش را برآمده از این جمله می‌داند، و یا می‌خواهد از این به بعد براساس این اصول حرکت کند. چهار بند پیش‌گفته، پاسخ به احتمال اول بود، و اگر احتمال دوم درست باشد، گرچه باید شادمان شد از این تغییر مهم و سودمند، اما تلخی عدم اظهار ندامت از رفتارهای پیشین همچنان باقی می‌ماند.