همین چند روز پیش بود که با یک کلیک همهاش را فرستادم برود در صحرای عدم خوش بگذراند. شاید اگر میدانستم هوس میکنم چیزی دربارهاش بنویسم، نگهاش میداشتم و به بادش نمیدادم. توی اصل قضیه البته تفاوتی نمیکند.
نمیخواستم به محمود احمدینژاد رای بدهم، اما دوست داشتم همهی نوشتههای وبلاگی دربارهی دکتر احمدینژاد را یکجا جمع کنم. با چند نفر هم مشورت کردم. خیلی زود فراهم کردن دامنه و هاست و بقیهی کارهای فنی را انجام دادم. و همه چیز آماده بود برای جمعآوری نوشتههایی که در حمایت از محمود احمدینژاد در یک ماه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری نوشته میشد.
گرچه هدف اصلی آن کار، حمایت از دکتر احمدینژاد بود، و قرار بود نوشتههایی را آنجا بگذارم که در حمایت از او و دولتاش باشد، یا حداکثر نقد همراه با حمایت؛ اما با خودم عهد کرده بود نوشتههایی که به هر نحو حاوی تخریب، توهین یا شایعهپراکنی دربارهی نامزدهای دیگر بود را منتشر نکنم. کار سختی بود. تلاش برای یافتن نوشتههایی که در عین حمایت صریح و همهجانبه از دکتر احمدینژاد، وارد تخریب رقیب نشده باشد کار سخت و گاه بینتیجهای بود.
چند روز گشتم و تا جایی که توانستم نوشتههای وبلاگی را پیدا میکردم، اما کمکم به این نتیجه رسیدم که یا باید «مرد دهم» را بگذارم کنار، و یا آن عهد اولیه را تخفیف بدهم. فکر میکنم مطالب آنجا به بیست نرسیده بود. ترجیح دادم ادامهاش ندهم، گرچه تلخ بود. و البته تلختر از ادامه ندادن آنجا، گزارهای بود که باعث بستناش شد: «حمایت بیتخریب پیدا نمیشد».

















۱۵ شهریور ، ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۵۹ ب.ظ
سلام. من فکر می کنم منشأ این اتفاقات تلخ و بحث هایی که منجربه این همه قطع رابطه ها و قهر و دلخوری شده است همین است !!!
انگار اگر تخریب نکنند حمایتشان معلوم نمی شود !
۱۶ شهریور ، ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۲۳ ب.ظ
احتمالا یک دعای خیری پشت سرتون بوده که چنین کاری انجام نشه ..آخه مرد مومن اگه یک نفر به خاطر حرفای تو میرفت رای میداد بهش اون دنیا جواب خدا رو چی میخواستی بدی؟؟ :ی
۲۰ شهریور ، ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۵۱ ب.ظ
نوشته های من هم اونجا منتشر می کردی ها شیطون! :)) یادمه زمانی که می خواستیم یه کار رو کلید بزنیم دنبال این بودم که بفهمم این مال کیه! بعد با یه نفر هم حتی راجع بهش صحبت کردم و … ای بابا! بگذریم! ولی طرحش قشنگ بود.
۲۱ شهریور ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۵ ب.ظ
حمایت بی تخریب تز منطقی و عقلانی ای نیست!!