یکی از لذتهای بزرگ زندگیام، دستکم این یکی دو سال اخیر، «لذت تماشا» بوده است. لذت تماشای آدمهای مختلفی که در برابر دیدن یک رخداد، رفتارهای متضادی میکنند. بله. دربارهی رخدادهای همین روزها حرف میزنم. این درست که برای من خیلی جالب است که بدانم بالاخره اسفندیار مشایی یا همان اسفندیار رحیم مشایی معاون اول [...]
اسماش جلیل بود. البته هنوز هم اسماش جلیل است. رتبه اول کلاس بود. ساکت، باهوش، زیرک و با ادب. سال دوم راهنمایی بودیم. تنبیه بدنی کاملا عادی بود برای ما. دستکم برای معلمها که عادی بود! ما هم چارهای نداشتیم جز اینکه برایمان عادی باشد. بعضی وقتها احساس میکردم معلمها دنبال بهانهاند برای اینکه بروند [...]
چیز تلخی است افتادن به چاههایی که هزار بار عهد کرده بودی باز گولشان را نخوری و باز خودت را نیندازی توش. تلخترین نیست؛ اما یکی از بزرگترین تلخیها هست؛ که هزار باره بیفتی میان تلخیای که … . بیفتی نه! باز خودت را گول بزنی و خودت را بیندازی. یکی از همین روزهای دو [...]
اینجا آغاز یک وبلاگ است. آغاز اولین وبلاگ من البته نه! چون من پیش از این چند وبلاگ دیگر هم داشتهام. و البته هنوز هم دارم؛ اما این «دارم» معنایش این نیست که چیزی هم درشان مینویسم. چه زیبا و شیرین و دوستداشتنی است نوشتن اولین نوشتهی یک وبلاگ. تجربه کردهای؟ به همین یک لذتاش هم [...]















